تبلیغات
روانشناسی اجتماعی - همرنگی با جماعت
انسان مولود شرایط نیست.شرایط مخلوق انسان است

همرنگی با جماعت

شنبه 7 شهریور 1388 07:51 بعد از ظهر

نویسنده : ر.ع
ارسال شده در: روانشناسی اجتماعی ،

مطالعه رفتار اجتماعی انسان ها یكی از شاخه های علم روانشناسی است كه رفتار خود را در گروههای اجتماعی و همچنین اثرات محیط و هنجارهای اجتماعی بر رفتار فرد را بررسی می كند. از دیدگاه اكثر روانشناسان، بشر موجودی اجتماعی بوده و زندگی در محیط اجتماع برای او اجتناب ناپذیر است. جهان فیزیكی برای انسان غیرقابل تحمل است مگر اینكه داد و ستد اجتماعی و ارتباط متقابل در چنین شرایطی امكان پذیر گردد.
روانشناسی اجتماعی با مطالعه نحوه احساس، ادراك، تفكر و عمل انسان در محیط های اجتماعی چگونگی تأثیر متقابل محیط های اجتماعی و هنجارهای آن براحساس، اندیشه و اعمال او سروكار دارد. روانشناسی اجتماعی براین نكته تأكید می ورزد كه رفتار آدمی هم تابع ذهنیت اوست و هم تابع موقعیت.
رفتار و هنجارهای گروهی
یكی از مباحثی كه در روانشناسی اجتماعی مطرح است، عضویت فرد در گروه های اجتماعی و رفتار گروهی است. اكثر انسانها عضو یك یا چند گروه اجتماعی هستند كه عبارتند از: خانواده، سازمان كاری، گروه های ورزشی، انجمن های دوستانه و بسیاری گروه های مشابه آنها. بنابر این عضویت در چندین گروه اجتماعی به صورت همزمان امكان پذیر و عادی می باشد. لذا یكی از مسایل درخور توجه در روانشناسی اجتماعی، آگاهی از هنجارها و تأثیر گروههای اجتماعی در رفتار افراد آن می باشد.
شاید هنگام مسافرت به یك كشور دیگر بیش از هر وقت دیگر متوجه هنجارهای اجتماعی می شویم. مثلا در كشوری كه ور رفتن با بینی كاملا پذیرفتنی و منطبق با هنجار آنست لیكن دست در دست نهادن زن و شوهری در خیابان امری ناهنجار و غیرقابل قبول محسوب می شود. ما با نگاه كردن و دقت در رفتار دیگران، سرنخ هایی برای رفتار خود به دست می آوریم تا مبادا سهوا مرتكب اشتباهی شویم كه موجبات شرمساری ما گردد.
شاید دانستن این مطلب جالب باشد كه یكی از نخستین روانشناسانی كه به مطالعه هنجارهای اجتماعی پرداخت مهاجری از كشور تركیه به نام مظفر شریف بود. شریف به عنوان یك دانشجوی دكترا از مشاهده تفاوت هنجارهای جامعه آمریكا با هنجارهای كشور زادگاهش سخت تعجب كرد و یكه خورد و لذا پایان نامه اش در دانشگاه كلمبیا كتابی شد به نام روانشناسی هنجارهای اجتماعی كه در آن اثر هنجارها و رفتار گروهی را برانسان مورد مطالعه و تحقیق قرار داد.


انطباق (همرنگی) و نفوذپذیری
بسیاری از مردم تحقیقات شریف را چنین تفسیر كردند كه انسانها موجوداتی هستند كه كوركورانه همرنگی نشان می دهند. در غالب موارد فرد در موقعیت و شرایطی قرار می گیرد كه الزاما باید نظریات دیگران را پذیرفته و یا براساس خواسته های آنان مطالبی بیان نماید. در چنین شرایطی می گوییم فرد خود را با افراد دیگر همرنگ می كند (خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو) كیفیت انطباق (همرنگی) منحصر به پذیرش و تغییر رفتار نمی شود بلكه در تمام مواردی كه فشار محیطی سبب تغییر داوطلبانه رفتار گردد مصداق دارد. در هر گروهی ممكن است خود را بر سر موضوعی در اقلیت ببینیم. این یكی از واقعیت های زندگی اجتماعی است كه به آن عادت كرده ایم. در چنین مواقعی اگر ما به این نتیجه برسیم كه اطلاعات اكثریت در مقایسه با تجارت خود ما از اعتبار بیشتری برخوردار است ممكن است نظر خود را تغییر دهیم و به عقیده اكثریت گردن نهیم. حال موقعیتی را در نظر بگیرید كه در آن اطمینان دارید نظر شما درست و نظر گروه غلط است آیا در چنین شرایطی نیز شما تسلیم فشار اجتماعی خواهید شد؟ این نوع همرنگی بود كه روانشناس اجتماعی دیگری به نام سالومن اش را به فكر انداخت سلسله آزمایش هایی را طرح كند كه درآنها برای قضاوت های ادراكی افراد ابهامی وجود نداشت. وی از آزمایش شوندگان خود درخواست نمود اظهار دارند كه كدامیك از سه خط مستقیم در شكل ۱ با یك خط مستقیم دیگر كه به عنوان مدارك در نظر گرفته بود (شكل ۲) برابر است.
پاسخ درست به قدری آشكار بود كه امكان هیچگونه خطای بصری وجود نداشت. با تبانی قبلی به هفت آزمایش شونده قبلا آموزش داده بودند به طرز خاصی و بطور غلط پاسخ دهند. تنها یك آزمایش شونده از ماهیت آزمایش اطلاعی نداشت این فرد پس از شنیدن قضاوت شش نفر دیگر باید نظریه خود را در مورد خطوط ابراز می نمود. همانگونه كه قبلا ذكر شد افراد دیگر با تبانی قبلی جملگی و متفق القول قضاوت نادرست و اشتباهی را بیان نمودند آزمایش شونده بی خبر از تبانی قبلی دچار ناهماهنگی شدید شناختی و تضاد شد. زیرا از یك طرف احساس بینایی واقعیت را برایش توجیه می كرد و از سوی دیگر ملاحظه می نمود كه دیگران همگی روش دیگری در قضاوت انتخاب نموده اند، در نتیجه تحت نفوذ گروه قرار گرفته و قضاوت خود را براساس عقاید آنان پایه می گذارد. بدین ترتیب كیفیات همرنگی و نفوذ پذیری در اثر رفتار گروهی كاملا آشكار می شود نتیجه آزمایش برای اش درخور توجه و در عین حال به صورت ناخوشایندی شگفت انگیز بود.
چرا واضح بودن پاسخ درست نتوانست پشتوانه ای برای استقلال رأی فرد فراهم كند؟ چرا احساس اطمینان شخص به توانایی خود در انجام قضاوت های ساده حتی نمی تواند به صورت عامل نیرومندی در برابر همرنگی درآید؟ در آزمایش مذكور شخص با افرادی روبه رو می شود كه به اتفاق، با نظر وی درباره یك واقعیت فیزیكی ساده مخالف اند یك رویداد بی مقدمه و عجیب كه به نظر می رسید هیچ توضیح عقلایی ندارد. آزمودن ها حقیقتا مات و مبهوت می مانند: چشم هایشان را با ناباوری برهم می زدند و از جای خود بلند می شدند تا یكبار دیگر خط ها را از نزدیك نگاه كنند، بدن خود را پیچ و تاب می دادند، من و من می كردند و از زور ناراحتی می خندیدند و جستجو گرانه به دیگران نگاه می كردند تا سرنخی برای حل این معما پیدا كنند. به معنای مخالفت با اكثریت در چنین شرایطی بیشتر توجه كنیم: درست همانگونه كه قضاوت گروه برای آزمودنی غیرقابل درك به نظر می رسید آزمودنی نیز براین باور است كه مخالفت او برای گروه غیرقابل درك خواهد بود. افراد گروه بدون شك او را فردی ناكارآمد و حتی عاجز از درك واقعیت خواهند شناخت به همین ترتیب اگر آزمودنی مكررا با گروه مخالفت كند به نظر خواهد آمد كه وی در كارآمدی گروه تردید دارد و چنین تردیدی در شرایطی كه توانایی های ادراكی خود فرد به صورت ناگهانی و غیرمنتظره مورد تردید قرار گرفته واقعا جرأت زیادی می خواهد. این ترس شخص كه «دیگران در مورد من چه فكر خواهند كرد كه من درباره آنها چه فكر می كنم» مانع از مخالفت وی می شود و فشار نیرومندی در جهت همرنگی بوجود می آورد.


علل همرنگی و نفوذپذیری
علل همرنگی و نفوذ پذیری بسیارند. مصاحبه با كسانی كه در آزمایش فوق تحت تأثیر گروه قرار گرفته بودند نشان داد برخی از آنان به اشتباه دیگران توجه داشتند ولی به منظور همنوایی با رفتار گروهی خود نیز گزارش مخدوش دادند. بعضی دیگر در واقع تصور می كردند احساس بینایی آنها دچار اشكال شده است. مطلب جالب آن است كه اگر فرد دیگری در گروه توجه به نظرات و رفتار دیگران نمی نمود از میزان همرنگی و نفوذ پذیری به شدت كاسته می شد. این كیفیت درخور دقت می باشد و از نظر موارد استفاده آن در مسایل اجتماعی اهمیت دارد. سكوت افراد سبب ازدیاد نفوذپذیری افراد دیگر می شود. چنانچه در جمعی مطلبی مورد بحث قرار گیرد اگر كسی نظریه مخالفی ابراز نكند دیگران نیز سكوت نموده برخلاف تمایلات درونی خود اقدام خواهند نمود ولی تنها اگر یك فرد مخالفت نماید بلافاصله اشخاص دیگر نیز نظریات اختلافی خود را بیان می كنند.
نتیجه جالب دیگر تجربه محقق مزبور آن است كه گرچه ظاهرا فرد با نظریه گروهی مطابقت خواهد نمود ولی در باطن نظریات خود را حفظ نموده وبه هنگام مناسب ابراز می دارد. بنابر این همرنگی و نفوذپذیری دو كیفیت متفاوتند. به عبارت دیگر همرنگی با نظریات و عقاید دیگران دلیل بر نفوذپدیری و تسلیم شدن نمی باشد، همرنگی كیفیتی ظاهری و خارجی و نفوذپذیری كیفیتی باطنی و درونی دارد.
اثرات همرنگی برجسم
از نظر فیزیولوژیك نیز همرنگی با دیگران كیفیت مناسب تری برای ارگانیزم دربردارد. آزمایش در این زمینه نشان می دهد میزان اسیدهای چربی خون كسانی كه با دیگران موافقت می كنند كمتر از مخالفین نظریات گروهی است. آزمایشات نشان می دهد ضریب همبستگی میان نمرات همرنگی و كاهش اسیدهای چربی خون در حدود ۶۳% در جهت مثبت می باشد. چنین ضریب همبستگی قابل ملاحظه بوده و اهمیت مطلب را از نظر فیزیولوژیك نیز بیان می كند.
 

منابع:
۱- روانشناسی اجتماعی- ژان استوتزل- ترجمه علیمحمد كاردان
۲- مباحث اساسی در روانشناسی- دكتر سیروس عظیمی
۳- زمینه روانشناسی هلیگارد جلد دوم

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 7 شهریور 1388 08:17 بعد از ظهر