تبلیغات
روانشناسی اجتماعی - نظریه ناهماهنگی شناختی
انسان مولود شرایط نیست.شرایط مخلوق انسان است

نظریه ناهماهنگی شناختی

شنبه 7 شهریور 1388 07:50 بعد از ظهر

نویسنده : ر.ع
ارسال شده در: روانشناسی اجتماعی ،

لئون فستینگر، روانشناس اجتماعی برای نخستین بار در سال 1956 این نظریه را مطرح كرد. به نظر فستینگر هر فرد  تمایل دارد میان شناخت هایش(اندیشه ها، عقاید و باورها)  ، هماهنگی و سازگاری ایجاد كند. اما این امكان وجود دارد كه میان شناخت های فرد تضاد و تناقض رخ دهد. مشكل زمانی احساس می شود كه شناخت های  ناسازگار تقریبا به یك اندازه مهم هستند. این ناهماهنگی و تعارض احساس ناخوشایندی به همراه دارد و سبب می شود فرد نگرش های خود را برای بازیافتن هماهنگی و سازگاری تغییر دهد.

مطابق نظریه ناهماهنگی شناخت ها، هر فرد می تواند به طور همزمان بیش از دو شناخت در ذهن داشته باشد. به ویژه این نظریه پیش بینی می كند كه میزان ناهماهنگی تحت تاثیر دو عامل مهم می باشد: 1- نسبت هماهنگی و ناهماهنگی شناخت ها و به بیان دیگر تعداد شناخت های ناهماهنگ  2- میزان اهمیت هر یك از شناخت ها برای فرد.

مطابق این نظریه، سه شیوه برای از بین بردن ناهماهنگی شناختی وجود دارد: 1- كاستن از اهمیت شناخت ناهماهنگ 2- افزایش شناخت هایی كه بیشتر هماهنگ هستند. بدین ترتیب از وزن و تاثیرگذاری باورهای ناهماهنگ كاسته می شود. 3- تغییر شناخت های ناسازگاری كه چندان ناهنجار و ناهماهنگ نیستند.

        نمونه كاربردی

 نظریه ناهماهنگی شناختی در موقعیتی نظیر شكل گیری نگرش و یا تغییر آن، نمود می یابد:

هنگامی كه قصد دارید نظر فردی را تغییر دهید، سعی كنید در عقاید فرد تعارض ایجاد نمایید. بدین ترتیب می توانید امیدوار باشید كه تغییر نگرش مطلوب شما در فرد مورد نظر رخ خواهد داد.

همچنین سایر كاربردهای آن در زمینه تصمیم سازی، حل مسئله، دفاع متقابل از عقاید، اعمال فشار و زور و ارائه گزینشی اطلاعات متمركز است.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 7 شهریور 1388 08:18 بعد از ظهر