تبلیغات
روانشناسی اجتماعی - دختران فراری محروم از سرپناه مستحکم اجتماعی
انسان مولود شرایط نیست.شرایط مخلوق انسان است

دختران فراری محروم از سرپناه مستحکم اجتماعی

یکشنبه 15 شهریور 1388 05:36 قبل از ظهر

نویسنده : ر.ع
ارسال شده در: آسیب شناسی جوانان ،

پدیده ای به نام «فرار دختران»، نوعی از آسیب های اجتماعی است كه در جوامعی سنتی و مقید به انواع گوناگون از «عرف اجتماعی» مانند جامعه ما بروز می كند.
    این پدیده كه شاید با توجه به ابعاد آن، می توان صفت «هولناك» را به آن اتلاق كرد و اكنون به واقع به معضلی اجتماعی در ایران بدل شده است، بنا بر آمارهای موجود، از دهه 70 شمسی در كشور ما به عنوان كشوری برخوردار از چارچوب عرفی و سنتی شكل گرفت و در دهه 80 كه اوج آن در سال های اخیر است، شدت یافت.
    در این میان، مهم ترین موضوعی كه در ارتباط با پدیده فرار از خانه دختران مطرح است، دلایل بروز این پدیده در یك خانواده ایرانی است و هرچند فرجام دخترانی كه از خانه می گریزند نیز پرسشی قابل تامل است اما اهمیت اینكه اساسا به چه دلیل دختران به فرار از خانه تن می دهند، بیش از این پرسش، حائز اهمیت است.
    بسیاری از محققان بر این باورند نوجوانانی كه از خانه فرار می كنند در بیشتر موارد «از چیزی» و نه به خاطر به دست آوردن چیزی فرار می كنند و در اغلب موارد، سوءرفتار والدین با نوجوانان و جوانان كه شامل سوءرفتار فیزیكی و عاطفی با فرزندان می شود نیز از عمده ترین عوامل برای بروز پدیده فرار از خانه است.
    پیش از پرداختن مبسوط به این موضوع، در تعریف «دختران فراری» باید گفت: این دختران كسانی هستند که به دلایل مختلفی از خانواده خود فرار می کنند و به «جامعه» پناه می برند.
    این پناهندگان به جامعه، در کشورهایی چون كشورهای اروپایی و آمریکا تحت حمایت بنیادهای حمایتی دولتی و نیکوکاری درمی آیند و به مکان هایی امن زیرنظر روان کاوان و متخصصان حمایت از زنان منتقل می شوند؛ این در حالی است كه در ایران، به رغم بالاتر بودن آمار مربوط به این افراد، به دلیل «جرم بودن اصل قضیه» دختران فراری که مامنی برای پناه بردن ندارند، به «غریبه ها» متوسل می شوند و به تبع آن، اینگونه اعلام می شود كه «دختران فراری در ایران تنها 24 ساعت با تجاوز فاصله دارند!» گاه موضوع از این مرز نیز فراتر می رود و «دختران فراری» در «باندهای فساد و فریب سایر دختران» جذب می شوند كه با این شرایط، دستگیری، یا «زندان» در انتظار آنهاست یا «بازگردانده شدن به خانواده ای كه از آن گریخته اند» كه فرجام آنها در هر دو حالت معلوم است.
    اگر بخواهیم جزئیات معضل فرار دختران در ایران را بیشتر واكاوی كنیم، باید بالاتر بودن آمار بروز این پدیده در كلانشهرها به ویژه، در شهرهای مذهبی است كه عامل آن نیز عمدتا به متمركز بودن رسوم عرفی و سنتی در این شهرها برمی گردد.
    در كنار این مورد، كاهش بی سابقه متوسط سن دختران فراری نیز از دیگر مواردی است كه مورد هشدار كارشناسان قرار گرفته است؛ آنگونه كه بر اساس برخی آمار تائید نشده، متوسط سن دختران فراری در ایران در مقایسه با سال های قبل كاهش چشم گیری یافته است و اگر مرجعی جرات تائید چنین آماری را از خود نشان می داد، آنوقت می توانستیم به خوبی عمق فاجعه را درك كنیم. فاجعه ای كه به رغم وجود معیارهای خانوادگی، شرعی و هنجارهای خاص اجتماعی، در ایران بروز می كند و چه بسا همین هنجارها، خود عاملی برای بروز آن باشد.
    در این بین، آنچه به عنوان راهكار برای حل معضل فرار دختران از خانواده در ایران مورد آزمایش قرار گرفته، صرفا اقداماتی موقتی یا بدون نتیجه قطعی بوده است و در تائید این گفته نیز، همین بس كه نه تنها یك مرجع و سازمان رسمی تولیت رسیدگی به این دختران را برعهده نمی گیرد، بلكه اساسا همه مراجع رسمی در ایران، به تكذیب همه آمارهای موجود در این زمینه، خود را از بار مسوولیت این دختران می رهانند و به انجام برخی اقدامات نمایشی بسنده می كنند.
    همچنان كه در دولت نهم همواره آمار دختران فراری توسط مراجع مربوطه تكذیب شده اما بر اساس برخی آمار موجود، ضریب فرار دختران از خانواده طی همین سال های دولت نهم افزایش پیدا كرده، طرحی به نام «اورژانس اجتماعی» به اجرا درآمده است كه به گفته مصری، وزیر رفاه دولت نهم قرار بود خودروهای این اورژانس، اولین خودروهایی باشند كه «جلوی پای دختران و زنان فراری می ایستند، چرا كه مصری معتقد است، اگر زمان خروج فرد از منزل كه جزو «دقایق طلایی» به شمار می رود را از دست بدهیم، نمی توان با تدوین طرح ها و برنامه ها كاری از پیش برد.
    جالب آنكه خلاف ادعای آقای وزیر، قطعا هیچ دختری كه به هر دلیلی از منزل گریخته است، جلوی در خودروی اورژانس اجتماعی نمی ایستد تا به سرنوشت نامعلوم زندان یا بازگرداندن به خانه دچار شود!
    در تایید غفلت طرح اورژانس اجتماعی از یكی از رسالت های اصلی اش یعنی هدایت دختران فراری به كانون خانواده، همین بس كه سازمان بهزیستی كشور به عنوان متولی اجرای این طرح تاكنون هیچ آمار مشخصی در این زمینه به عنوان نشانی بر تائید اهداف طرحش ارائه نكرده و این نیز در حالی است كه صدای زنگ خطر فرار دختران از خانه و ضریب بالای آسیب هایی كه پس از فرار آنها را در جامعه تهدید می كند، همچنان بلند است.
    در این باره، اداره كل پیشگیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی كشور از تهیه برنامه هایی برای آموزش رانندگان، متصدیان توالت های عمومی، شهروندان و معلمان خبرمی دهد كه به موجب آنها، امكان شناسایی دختران فراری در جامعه فراهم می شود.
    البته این اداره كل در حالی از فعالیت 32 مرکز موسوم به «خانه های سلامت» برای نگهداری دختران فراری از شش ماه تا یک سال به صورت شبانه روزی خبر می دهد كه هیچ مسوولیت خاصی را برعهده سازمان بهزیستی كشور در مورد حمایت همه جانبه از این آسیب دیدگان نمی گذارد و اشاره ای نیز به این مطلب نمی كند كه اساسا سرنوشت دختران فراری پس از شش ماه تا یكسالی كه سرپناه موقتی شان از آنها سلب می شود، چه خواهد شد؟!
    سازمان بهزیستی در عین حال با تاکید بر اینکه بیشتر برنامه های این سازمان بر «بازگرداندن زنان آسیب دیده به خانه» است، ذكری از سرنوشتی كه در انتظار این دختران در خانواده های آنهاست، نمی كند.
    این سازمان البته خاطرنشان كرده است در شرایطی که خانواده ها فاقد صلاحیت تلقی شوند، مراکز بهزیستی می توانند دختران فراری را با حکم دادگاه، برای زمان طولانی تری نگهداری کنند تا امکان تحصیل و اشتغال آنها فراهم شود.
    این اعلام سازمان بهزیستی نیز در حالی است كه دكتر عادله گیوه چیان، آسیب شناس اجتماعی با تاكید بر نبود آمار دقیق از شمار دختران فراری، بر طبق برخی آمار رسمی موجود، از افزایش 10 درصدی شمار دختران فراری خبر می دهد و خاطرنشان می كند: فرار دختران از خانه برای افراد جامعه ایرانی به ظاهر یك مساله فردی و در نهایت مختص یك خانواده تلقی می شود؛ در حالی كه با توجه به پیامدهای منفی نابهنجار و خطرناكش بیشتر یك مساله و از آن مهم تر، آسیب اجتماعی به حساب می آید.
    شایان ذكر است كه با توجه به آسیب هایی كه متوجه دختران فراری است، كمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران پیش از این از در دستور كار قرار گرفتن طرحی برای ساماندهی دختران فراری خبر داده بود كه متاسفانه به نظر می رسد كه این طرح نیز هنوز عقیم مانده است و باید با جدیت بیشتری دنبال شود.
    و در پایان، به ذكر این چند جمله بسنده می كنیم كه، «آنچه كه مسلم است، این است كه معضل فرار دختران از خانه كه در جامعه ما با توجه به قاب بندی آن در چارچوب سنت و عرف و رعبی كه گاه به همین دلیل مانع از بازگشت دختران به خانواده می شود، هرگز به نقطه پایان نخواهد رسید؛ از این رو، تنها راهكار موجود در این زمینه، كنترل معضل با انجام راهكارهای پیشگیرانه است كه آن نیز، تنها با فرهنگ سازی در خانواده ها برای از میان برداشتن فرهنگ مردسالارانه (پدرسالارانه یا برادرسالارانه) ممكن است و در كنار این موضوع نیز، به طور جدی، تشكیل نهادی مستقل و رسمی برای ساماندهی دختران فراری به منظور كاهش آسیب های احتمالی وارده به آنها در جامعه و ارائه مشاوره های موثر در این زمینه میسر خواهد بود.
    
    بر اساس یافته های تازه ترین پژوهش دانشگاهی در مورد وضعیت دختران فراری، «درگیری با خانواده»، «جست و جوی كار برای كسب درآمد مستقل به دلیل فقر» و «مشكلات تحصیلی و اغفال از طریق دوستان»، ٦١ درصد دلایل فرار دختران ایرانی از خانه را به خود اختصاص داده است. در این تحقیقات، همچنین مشخص شده است كه بدسرپرستی، اختلالات رفتاری و جاذبه های شهری، نداشتن صلاحیت اخلاقی و تعصبات بی جای برخی خانواده ها نیز از دیگر عوامل فرار از خانه است. همچنین، ٣٤درصد دختران فراری پس از فرار از منزل به خانه های دوستان خود رفته، ٧/٣٧ درصد در خیابان ها سرگردان مانده، ٥/٨ درصد به پارك رفته و دستگیر شده و ٤/٦ درصد نیز به اماكن مذهبی پناه برده اند. در عین حال، از هر ٤٥ دختر فراری فقط ١٣ نفر به خانه بازگردانده می شوند. در تحقیقی دیگر كه روی 50 دختر فراری ساكن در مراكز ری، شمیرانات و دو مركز مداخله در بحران فرمانیه نیز صورت گرفته است نیز، این نتیجه به دست آمد كه 78 درصد دختران فراری دارای تجربه «تنبیه بدنی یا كلامی» بوده كه در میان آنها 64 درصد هر دو نوع تنبیه بدنی و كلامی، 20 درصد تنبیه بدنی و 16 درصد تنها تنبیه كلامی را تجربه كرده اند، اما در مجموع می توان گفت كه 40 درصد دختران فراری «همیشه» مورد تنبیه بدنی و كلامی قرار می گرفته اند. این تحقیق همچنین نشان می دهد كه 10 درصد این دختران «همیشه» تنبیه كلامی و 6 درصد «همیشه» تنبیه بدنی را تجربه كرده اند؛ این در حالی است كه در میان دخترانی كه مورد تنبیه واقع شده و از خانه فرار كرده اند با كسانی كه مورد تنبیه واقع نشده و از خانه فرار كرده اند تفاوت معناداری وجود دارد، از سویی هراندازه شدت این تنبیهات افزایش یابد احتمال فرار نیز بیشتر می شود.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 آبان 1388 02:02 قبل از ظهر